سگی بگذار…

نکته ای را به صراحت عرض کنم تا از هر سوتفاهمی جلوگیری بشه: من به هیچ وجه به خودم حق نمیدهم به دیگران بگویم به چه کسی رای بدهند چون ایمان دارم که اولا چیزی جز ضایع شدن خودم در پی ندارد😊 و ثانیا مردم امروز ایران جملگی شعور سیاسی بالایی دارند.
شاید در نگاه بعضی از مدعیان روشنفکری، کسانی که به نامزدهای غیراصلاحطلب رای میدهند، اساسا انسان نیستند بلکه گوسفندان فریب خورده اند. اگر این تحلیل را بپذیریم تقریبا نیمی از مردم ایران (داخل آدم) حساب نمیشوند. صدالبته که چنین نگاهی زشت و نفرت انگیز است.
من هم تا قبل از تجربه مستندسازی نگاهم به دنیای پیرامونم همینقدر حقیر بود. اما وقتی مجبور شدم برای ساختن مستندهایم با دزد و معتاد و مجنون و کارگر زحمتکش و تهیدست بیکار و… همنشین و همکلام شوم تازه فهمیدم چه کوردل و پست بوده ام.
درک و شعور بالای تهیدستان و قربانیان اقتصادی، برایم شگفتی ساز و تحسین برانگیز بود. تازه پی بردم هیچ از این مردم باریشه و صبور نمیدانم. همه شاعر و همه سینه سوخته. پای صحبت بزهکاران هم بنشینی میبینی قربانیانی شفقت برانگیزند.
چطور میشود در برج عاج نشست و از درد این مردم نازنین غافل ماند؟ اگر در حال تمرین دست و پا شکسته دمکراسی هستیم باید به رای همه این ها احترام بگذاریم. کاش اصلاحطلبان میتوانستند معنای مهیب (غم نان) را دریابند؛ همان غمی که شاملوی بزرگ سد راه شاعرانگی و آزادگی میشمردش. ما این واقعیت بدیهی را همیشه آسان از یاد برده ایم. حتی اگر دستمان به زور به ماتحتمان برسد دوست داریم ادای بورژوای آزادیخواه دربیاوریم و تهیدستان را نامردم بوگندو بنامیم. در هیچ جای فکر و ذکرمان نشانی از همدردی و شفقت با نجیبترین تهیدستان تاریخ نیست.
هر دولتی که شانس نوکری این مردم را پیدا کند باید داغ غم نان را از رخسار اینان بزداید. گور پدر هر چه حزب و جناح. گور پدر اصولگرا و اصلاحطلب و نامزد مستقل.
درد بزرگی است که بر غنی ترین تکه از خاک خدا، ناظر خاموش این همه تنگدستی و فقر و زوال باشیم. این همه جوان سرخورده بیکار. این همه یأس در گلستان جوانی.
باید مطالبه اقتصاد را همپای آزادیخواهی به هر دولتی که سر کار می آید حقنه کنیم. ریشه بسیاری از نابسامانی ها و عقده های اجتماعی جامعه ما، بیکاری و تنگدستی است.
این شش نامزد تحمیلی، گرچه شریک جرم مصیبت امروز ایران اند اما قطعا با هم فرق دارند. هر کدام ما را به راهی متفاوت خواهند برد.
باید رأی بدهیم. به هر کس که خودمان شایسته میدانیم. نتیجه هر چه باشد خواست اکثریت است و برای تمرین دمکراسی، باید به خواست اکثریت احترام گذاشت حتی اگر باب میل ما نباشد. اگر هم خودمان در اکثریتیم باید حواسمان به تنهایی و بی پناهی اقلیت باشد.
(ادامه دارد)
@doctorkazemi2