به سوی جشنواره‌ی سی‌ام فجر

(برای بزرگ دیدن کلیک کنید)

دوستداران و خوانندگان وفادار مجله فیلم این روی‌ جلد خاطره‌انگیز و متفاوت را خوب به یاد دارند. شماره‌های ویژه‌ی جشنواره‌ی مجله فیلم بخشی از هویت جشنواره‌ی فجر از منظر عشاق سینما در این سی سال بوده‌اند. اصلا صف‌های سینما بدون مجله فیلم ویژه‌ی جشنواره لطفی نداشت. امسال قصد نداشتم به دلایلی شخصی به جشنواره بروم و طبعا چیزی هم نمی‌خواستم درباره‌ی فیلم‌هایش بنویسم ولی کار روی شماره‌ی ویژه‌ی مجله، ناخواسته شوق و کنجکاوی‌‌ام را هم‌چون سال‌های گذشته برانگیخت. برای شماره‌ی ویژه‌ی جشنواره‌ی امسال دوستان عزیزم شاهین شجری‌کهن و پوریا ذوالفقاری جانانه زحمت کشیده‌اند و حاصل کار، بسیار خواندنی و فاخر شده. منتظر یک روی جلد خیلی خوب هم باشید که کار محمد اسماعیلی است. محمد اسماعیلی همان عکاس جوان باذوقی است که در این چند وقت حال‌وهوای تازه‌ای به روی جلدهای مجله فیلم داده. کار فوق‌العاده‌اش برای این‌جا بدون من بهرام توکلی را محال است از یاد ببریم. تیم خانم اکبری هم پرونده‌ای برای سی سالگی جشنواره‌‌ی فجر تدارک دیده‌اند که خواندنش خالی از لطف نیست. شهزاد رحمتی هم مثل همیشه مطلبی خواندنی و این‌ بار به بهانه‌ی نمایش فیلم‌های سه‌بعدی در جشنواره امسال نوشته. به همه‌ی این‌ها زحمت‌های علیرضا امک‌چی را باید اضافه کرد که مرد خستگی‌ناپذیر روزهای فشرده‌ی کاری است.

خلاصه این‌که امسال هم شماره‌ی ویژه‌ی جشنواره فجر مجله فیلم را از دست ندهید. حتی اگر مثل من بی‌حوصله و بی‌انگیزه باشید دیدن این شماره به وجدتان خواهد آورد و وسوسه‌ی فیلم دیدن را در شما زنده یا تازه خواهد کرد.

من هم مثل یکی‌دو‌ سال گذشته هر روز با یادداشت‌های کوتاهی در وب‌سایت شخصی‌ام (همین‌جا) درباره‌ی فیلم‌هایی که می‌بینم در خدمت‌تان خواهم بود. امسال قدری فرمت یادداشت‌های جشنواره‌ای را تغییر خواهم داد که به وقتش خواهید دید. پست بعدی با شروع جشنواره منتشر خواهد شد. تا آن زمان شما هم از حس‌وحال‌ خودتان بنویسید.

پی‌نوشت۱ :امیدوارم دوستان عزیز روابط عمومی جشنواره امسال هم سهمیه‌ای به آدم‌برفی‌ها بدهند که بی‌تردید بهترین سایت تحلیلی سینمایی در میان سایت‌های فارسی‌زبان است. کم‌ترین تردیدی هم ندارم (خود رقبا هم تردید ندارند!)

پی‌نوشت ۲: خوش‌حالم که جشنواره امسال هم در برج میلاد برگزار می‌شود. دلایلش را در خشت‌‌وآینه‌ی ماه دی مجله فیلم نوشته بودم.

پی‌نوشت ۳: فیلم‌هایی که بیش‌تر برایم کنجکاوی‌برانگیزند این‌ها هستند: پله‌ی آخر (علی مصفا)، آمین خواهیم گفت (سامان سالور)، برف روی کاج‌ها (پیمان معادی)، اکباتان (مهرشاد کارخانی). خدا را چه دیدی؟! شاید فیلم‌های دیگری غافل‌گیرمان کنند. چرا که نه؟

بهمن ۷, ۱۳۹۰  سینما ۵ دیدگاه »

شعر: نان شب

هرچه‌قدر هم حرفت را قورت بدهی

این شکم سیر نمی‌شود

آخرش کارد به استخوان می‌رسد

استخوان به سگ

سگ به جفتش…

هرچه‌قدر این سنگ را به سینه بزنی

قار و قور نمی‌خوابد

ببندش به شکم

و یادت نرود

در این مملکت هیچ کس محتاج نان شب نیست

رحم الله لمن یقرأ الفاتحه مع الصلوات

بهمن ۲, ۱۳۹۰  شعر ۲ دیدگاه »

فرهادی و گلدن‌گلوب

شیرینی موفقیت چشم‌گیر اصغر فرهادی در گلدن گلوب برای من نه مثل موفقیت یک دوست یا حتی برادر که مثل موفقیت خودم است. به‌ندرت پیش می‌آید از موفقیت کسی این‌قدر خوش‌حال شوم. شاید فقط وقتی رسول خادم نوجوان معصوم (پیش از بازیچه‌ی سیاست شدن) خادارتسف قلدر را پهلوانانه و با دلاوری بزکش می‌کرد این‌قدر به وجد آمده بودم. مهم‌ترین دلیل خوش‌حالی‌ام برای فرهادی، منش و شخصیت منحصربه‌فرد خود اوست. او فراتر از فیلم‌هایش یک آقای به تمام معناست. خیلی‌ از فیلم‌سازان و هنرمندان ایرانی به پستی‌ها و زشتی‌های اخلاقی شهره‌اند و در لجن دست و پا می‌زنند تا نامی دست و پا کنند اما همه فرهادی را با بزرگ‌منشی و فروتنی می‌شناسند. من فقط به اندازه‌ی یک سیگار کشیدن (از همین اسی بلک‌های خودمان) با او هم‌نشین بوده‌ام. فقط سه‌چهار روز بود که جایزه‌ی برلین را گرفته بود اما نه مثل خیلی‌ها خودش را با موبایل خفه می‌کرد، نه از خاطرات برلین می‌گفت و نه حتی ذوق‌زده و مشعوف بود. نگران بود. گفت این قذافی به‌زودی کله‌پا خواهد شد. من مرده شما زنده. حالا ببینید کی گفتم.

دی ۲۶, ۱۳۹۰  سینما ۱۵ دیدگاه »

روی جلد محبوب من

(برای دیدن اندازه‌ی بزرگ‌تر کلیک کنید)

ها… این از آن چیزهایی است که حالم را هر جا که باشم خوش می‌کند. هنوز نیامده فیلمی که جادوی نفس عمیق را زنده کند. عمرا خود شهبازی هم بتواند چنین اشتباهی مرتکب شود. چند ماه پیش سعید عقیقی در فیس‌بوکش نوشته بود «فیلم مبتذل نفس عمیق» و من تازه فهمیدم چرا نفس عمیق حتما فیلم خیلی خیلی خوبی است.

می‌خواستم فصلی در این باره بنویسم. اما فصل خوبی برای نوشتن نیست. وقتی فیلم‌نامه‌ موسی را فعلا دو ماه است که به بهانه‌های واهی توقیف کرده‌اند.

دی ۲۴, ۱۳۹۰  گنجینه ۶ دیدگاه »

خیلی سعی کردم این بار چیزی بنویسم که حضار محترم بخندند و کیف کنند. نشد.

 



Status

اگر تو ساکت بمونی کی عشقو فریاد بزنه؟ / کی قفل تنهاییمونو با یه اشاره بشکنه؟


216 بازديد امروز
16203 بازديد از اين صفحه
38.107.179.239 آي پي شماست
0 بازديدکننده آنلاين