نقد فیلم درباره‌ی الی

 

توضیح: این نقد با نزدیک به پنج هزار و دویست بازدید بیشترین بازدید را در بین همه‌ی صفحات سایتم داشت و پس از نابود شدن سایت(توضیحش را از این‌جا بخوانید )تلاش کردم کامنت‌هایش را هم بازیافت کنم. از نظر فنی امکان ندارد بتوانم تاریخ زیر کامنت‌های بازیافت شده‌ی فعلی‌ را عوض کنم. باز هم منتظر نطرات شما درباره‌ی درباره‌ی الی و نقدم هستم.

 

 

چه دریایی میان ماست

 

این نقد پیش‌تر در مجله‌ی فیلم منتشر شده است

 

 

اصغر فرهادی از «چهارشنبه سوری»، به روایت زندگی آدمهای تکنوکرات طبقه متوسط رو به بالای اجتماع روی آورده است. طبقه متوسط تعریفی وسیع و گشاده دستانه دارد ولی کاراکترهای فیلم فرهادی آدمهایی هستند که مهمترین دغدغه هایشان از نیازهای بدوی فردی و مدنی فراتر رفته و درگیر پیچیدگی ها و ناهمخوانی های اخلاقی اند. آدمهایی که در دوران گذار بسیار کشدار جامعه از سنت به مدرنیته نه گرفتار غم آب و نان اند و نه تردیدهای بنیادین ذهنی در باورها و رفتارهای سنتی شان به وجود آمده که بشود آنها را دگراندیش و مسامحه گر( بخوانید سکولار و لیبرال) نامید بلکه عمیقا و به طور ناخودآگاه درگیر فرآیند بورژوا شدن اند و رفته رفته ویژگی های خرده بوژوازی را شکل می دهند و آن را به عنوان یک زیرگروه شاخص در میان طبقه متوسط تحکیم می کنند. دلایل احتمالی این تغییر رویکرد پس از دو فیلم «رقص در غبار» و «شهر زیبا» که به زندگی حاشیه نشین های جامعه  اختصاص داشتند هرچند به خوبی قابل بررسی است ولی موضوع این نوشته نیست.

 

فرهادی شگرد دراماتیک مشخصی را در چند فیلمنامه اخیرش به کار بسته است. او در «چهارشنبه سوری»، «دایره زنگی» و همین «درباره الی» پس از آشناسازی مخاطب با ویژگی ها و روابط میان شخصیت های قصه، برگ برنده اش را رو می کند، ورق را بر می گرداند تا مخاطب را غافلگیر کند و به او رودست بزند و داوری اش را به چالش بکشاند. در چهار شنبه سوری با افشای یک واقعیت، سوی خیر و شر داستان جا به جا می شد ولی پرداخت خام این ایده به جای اینکه به نقطه قوت داستان بدل شود به دلیل تکراری ، قابل پیش بینی بودن و به دوش کشیدن همه بار درام، به نقطه ضعف مهم آن فیلم تبدیل شده بود، اتکای بیش از حد یک روایت مدرن به یک دستمایه غیر بدیع و بارها به کار رفته، بنای کلی اثر را متزلزل ساخته بود. در «دایره زنگی» این نقطه عطف به پایان فیلم منتقل شده بود و چرخش ناگهانی پایانی و برملا شدن قضیه دخترک به ظاهر معصوم، درک و تفسیری تازه و کاملا دیگرگون از مناسبات داستان به دست می داد. به نظر می رسد که فرهادی به دلیل قناعت و اتکای بیش از حد به تاثیرگذاری چرخش های دراماتیک روایتش در هر دوی این فیلمنامه ها به رودست زدن به بیننده بسنده کرده بود و مصالح چندانی برای یک روایت چند لایه و تعمیم پذیر فراهم نیاورده بود در چهار شنبه سوری از عناصر اساسی یک درام و در دایره زنگی از موقعیت های کمیک ناب و جذاب خبر چندانی نیست. عدم تمایل برای دیدن دوباره چنین فیلمهایی که بنای خود را بر رودست زدن گذاشته اند شاهدی بر توقف این فیلم ها در یک نگاه محدود و سطحی نگرانه است. از این نظر «درباره الی» نقطه تکاملی برای فرهادی محسوب می شود. فرهادی این بار این شگرد چرخش دراماتیک را نه به عنوان یک دستمایه اصلی که به عنوان یک عنصر فرعی به کار گرفته و همزمان با چرخش چند باره قضاوت شخصیت های فیلم درخصوص الی، تماشاگر نیز تردیدهای بنیادینی را تجربه می کند. فرهادی نشانه های درستی از روان شناسی آدمهای فیلمش در مواجهه با بحران به دست می دهد. آنها در مواجهه با غیاب و فقدان الی همه مکانیسم های دفاعی و مقابله ای ممکن را به کار می بندند. ابتدا تلاش می کنند تا راه گریزی برای انکار مرگ او بیابند ، در اینجا ساک دستی الی به عنوان نشانه ای که می تواند رفتن بی خبر او را توجیه کند و تماشاگر را با کورسوی امید شخصیت های فیلم همراه کند به خوبی به کار گرفته شده و با آفرینش تعلیق و ویران کردن آخرین دستاویز انکار مرگ الی درک پدیده مرگ به معنای فقدان بازگشت ناپذیر به خوبی تشدید می شود و خلاء حضور یک انسان پررنگ تر می گردد. این ساک در فصل ماقبل پایانی هم در ماشین علیرضا ( نامزد الی) نقش مهمی ایفا می کند و به  نماد امیدوارانه ای از حضور تبدیل می شود که به آن نیز خواهم پرداخت. در ادامه، مکانیزم  همدلی برای دفع گناه شکل می گیرد، آدمهای توی فیلم نسبت به فقدان الی، واکنش نشان می دهند و ابراز همدلی می کنند ولی خود را در این رخداد بی تقصیر می دانند، سپس برای به آرامش رساندن خود به مکانیسم دلیل تراشی(Rationalization) روی می آورند. تاکید بر نقش تقدیر و باور های عامیانه ای همچون خواب بد دیدن که در گفتگوی منوچهر و همسرش  در پرسه گردی شان با اتوموبیل مشهود است جز تلاش آنها برای رهایی از احساس گناه، ریشه های طبقاتی خرده بورژواهای برخاسته از سنت را که پیشتر ذکر کردم به خوبی برجسته می سازد، با آشکار شدن واقعیت زندگی شخصی الی ، اجتماع حاضر در فیلم به تقبیح او روی می آورند و فاصله گذاری طبقاتی میان خود و الی را بیش از پیش موکد می کنند. حرف های امیر(همسر سپیده) و تاکیدهای چندباره اش بر تفاوت های آشکار بینش و نگاه نامزد الی با خود آنها و خطرناک بودن این تفاوت ها، این دره میان خودی / غیر خودی را عمیق  و غیر قابل انکار نشان می دهد.

 

الی ناسازه است. غیاب ناگهانی الی کاتالیزوری برای پلاریزه کردن متن و تفکیک قطب اجتماعی او و خرده بورژواهاست. ورود ناسازه یه یک اجتماع همگن حتی در صورت عدم وقوع این رخداد اساسی تفاوت ها را پررنگ می کند. این چینش ها در روایت های فرهادی شالوده ساز و غیر قابل انکار است و ابدا تصادفی نیست. در چهارشنبه سوری شخصیت روحی با بازی عالی ترانه علیدوستی ناسازه است و این در ترکیب و قواره کاراکتر او تا تمام ویژگی های شخصی و ریشه ای اش آشکار است. در آن فیلم ورود او به یک اجتماع کوچک آپارتمانی و تضادهای اساسی اش با آدمهای آن اجتماع، کنش آفرین می شود. در دایره زنگی هم محمد( صابر ابر) وشیرین( باران کوثری)  در میان اهالی آن آپارتمان ناسازه بودند و فیلم با نشان دادن طبقه و زندگی محمد بر تفاوت های اساسی اقتصادی و باورمندانه طبقه او و ساکنان آن آپارتمان تاکید می کرد. در «درباره الی» دنیای فیلم محدود و خودبسنده است و فرهادی تنها از طریق برخی دیالوگها و برخی نشانه ها ذهن مخاطب را به آفرینش و تصور گوشه های نادیده داستان سوق می دهد. شاید حالا بهتر توانسته باشم چند لایه گی درباره الی را در برابر نگاه تخت دو فیلم پیشتر نام برده شرح دهم ولی هنوز تمام نشده …

 

عنصر اساسی ابهام که که بن مایه اصلی روایت «درباره الی» را شکل داده چنان در تار و پود دنیای فیلم تنیده شده که دیگر نمی توان به نشانه های بیرونی اعتماد و یقینی داشت. فرهادی همه اجزای اثر را بر پایه عدم قطعیت بنا نهاده و اساسا دنیای فیلم به تفسیرهای مطلق و یکتا راه نمی دهد. نقطه عزیمت این رویکرد گزینش نبوغ آمیز نام فیلم است. وقتی فیلم فرهادی در مراحل پیش تولید بود چیزی که حتی بیش از ترکیب بازیگران فیلم جلب توجه می کرد نام فیلم بود. الی می تواند مخفف نامهای زیادی باشد ( الهام،الناز،الهه،الدار،الیکا،المیرا،الینا،الیزا،الیسا، و …) که خاستگاه اجتماعی و بینش پنهان در  پشت این نام ها تفاوت های معنادار و قابل توجهی با یکدیگر دارند، مثلا نشانه شناسی نام های الیزا و الهه از نظر خاستگاه روان شناختی و جامعه شناسانه  ما را به ریشه های طبقاتی جالب توجهی می رساند . قصدم بازی با نام ها نیست. درباره الی با همه کاستی هایش که به آنها نیز خواهم پرداخت اثر چند لایه ای است. از همین نام ها  و نشانه ها گرفته تا خطوط چندگانه بازخوانی اثر ، بسنده نکردن فرهادی به دستمایه فرسوده رودست زدن ، گسترش ابهام به همه اجزای اثر همه و همه درباره الی را اثری در خور اعتنا ساخته اند. نمونه خوب رویکرد فرهادی به ابهام در فصل رویارویی نامزد الی با جسد به چشم می خورد. در اینجا ما به درستی در موقعیت نگاه غیر قاطعانه قرار می گیریم. در فیلم زیر شن ( فرانسوا ازون) که به گمانم فیلم فرهادی بیش از هر فیلمی به آن شباهت دارد( حتی اگر او حتی نام این فیلم را نشنیده باشد) سکانس مشابهی هست که در آنجا فیلمساز برای به اوج رساندن ابهام، ما را از دیدن جسد محروم می کند. در اینجا فرهادی با نمایش غیر قاطعانه جسد و واکنش های ناب صابر ابر در نقش علیرضا که قطعا به سادگی به دست نیامده و سپس ذکر زیر لبی او در راه بازگشت و نگاه امیدوارانه اش از آینه  اتوموبیل به ساک بازمانده از الی این ابهام را در حد بالا و قابل قبولی حفظ می کند. می توان به سادگی دل به تفسیری تخت سپرد و همه کشمکش های فیلم را در جستجوی تجسد مادی الی خلاصه کرد ولی روابط نه چندان شفاف و قاطع میان علیرضا و الی ـ که با حضور صابر ابر به شکل دلپذیری متناظر به روابط کاراکتر محمد و شیرین در در فیلم دایره زنگی است و یک جورهایی بازخوانی و احضار آن ها در سطحی دیگر به دنیای متنی دیگر است ـ و تفاوت های بنیادین الی و نامزدش با خرده بورژواهای درون فیلم که با نشانه های متعددی بیان می شود ما را از بسنده کردن به تحلیل های ساده انگارانه باز می دارد و این از ویژگی های یک روایت مدرن قطعیت گریز است. الی گریزپاتر و نایاب تر از آن است که به این سادگی بتوان پیدایش کرد. الی تصویر از دست رفته و مخدوش روزگار ما است.

 

***

 

آیا همان طور که بارها گفته اند «درباره الی» مهمترین و صادقانه ترین تصویر از طبقه متوسط است؟ چنان که در آغاز این نوشته ذکر شد تعریف جامعه شناسانه طبقه متوسط آن هم در جامعه ای ناهمگون و طبقاتی همچون ایران تعریف گسترده و غیر قابل توافقی است. به کارگیری شاخص های اقتصادی برای تعریف طبقه متوسط، ناآگاهانه و ساده گیرانه است. در بازه های مشخص اقتصادی که طبقه متوسط را حد فاصلی از جامعه زیر خط فقر و جامعه مرفه بیان می کند اجتماع ناهمگونی از جهان بینی ها و رویکردهای اجتماعی نهفته است. برای نمونه فیلم «به همین سادگی» رضا میرکریمی که همچون «درباره الی» تلاشی برای روایت واقع نمایانه یک زندگی عادی بود، زیرگروه خاصی از طبقه متوسط را به خوبی نشان می داد که ابدا هیچ همخوانی ای با کاراکترهای فیلم اخیر فرهادی ندارد . از این رو بسنده کردن به تعاریف کلی درباره طبقه متوسط، گمراه کننده و نادرست است.

 

«درباره الی» در چند سطح قابل بازخوانی است. از یک منظر، بن مایه «درباره الی» تمرکز بر انسان های حاضر در متن به بهانه یک عنصر گم شده است. برای بیان این موضوع به حرفهای خود فرهادی استناد می کنم. او در یادداشتی که چند ماه قبل در روزنامه اعتماد درباره فیلمش نوشته بود آن را تلاشی برای نشان دادن داوری های اخلاقی انسان ها درباره خیر و شر معرفی کرده است: « سینمایی که من آرزومند آنم، تماشاگر در طول تماشای اثر مجبور است قضاوت گر باشد و خود تشخیص بدهد که چه کس یا کسانی خیرند و چه کس یا کسانی شر.» در این سطح مناسبات داستان و کارکرد عناصر در متن، پذیرفتنی به نظر می رسند. به گمانم اساسا فرهادی  با پرهیز از تحمیل پیش داوری خود به فیلم تصویر واقعی و باور پذیر انسان ها در مواجهه با یک بحران جدی را به زیبایی به تصویر کشیده و تردیدها و نوسان تصمیم گیری آنها را بر پایه ریشه ها و باورهای طبقاتی شان  به نمایش گذاشته است . نمونه های این رویکرد را در  بخش مربوط به مکانیسم های مقابله ای کاراکترهای فیلم برشمردم.

 

سطح دیگر بازخوانی «درباره الی» به مفهوم غیاب و فقدان باز می گردد. فرهادی در گفتگویی که اخیرا خوانده ام اساس شکل گرفتن قصه فیلمش را دلبستگی و همدلی اش با تصویر مردی در ساحل دانسته بود که به انتظار و در پی گمشده اش ( مثلا همسرش) است. در یادداشت زمان جشنواره هم نوشتم که روایت فرهادی را تلاشی جستجوگرانه برای کشف حقیقت می دانم که در یک مقطع زمانی محدود شکل می گیرد. در فیلم فرهادی سرنخ های اساسی برای سرک کشیدن به فراتر از این مقطع محدود، اندک است و همه مسیرهای کسب اطلاع و آگاهی، به شکل رندانه ای توسط راهکارهای فیلمنامه نویس بسته شده است. این راهکارها با وجود هوشمندانه بودنشان از غنی و پررنگ شدن ماهیت جستجوگرانه فیلم کاسته اند و سرنخهای کم شمار هم به درستی به کار گرفته نشده اند. در دونمونه مشابه فیلم «درباره الی» یعنی ماجرای آنتونیونی و زیر شن فرانسوا ازون این جستجو و رمزگشایی، گوهر و ماهیت فیلم را شکل می داد و «حضور امر غایب» ، کنشمندتر از حضور همه عناصر حاضر در فیلم بود.حتی نگاهی یه پوستر زیبا و هوشمندانه فیلم «درباره الی» و حضور محو و کم رنگ الی در کنار کاراکترهای دیگر در یک قاب ،علاوه بر تاکید بر ناسازه بودن او در این جمع، اهمیت جای خالی حضور الی در روایت را بیش از پیش موکد می سازد ولی به شکل شگفت انگیزی فرهادی در خود فیلم بهای چندانی به این وجه روایت نداده و به سادگی از آن گذشته است.  از این رو، اندک تلاشهای کارآگاه مابانه ای که در فیلم به کار رفته، هم غیر ضروری به نظر می رسد و هم نشانی از ایجاز و دقت همیشگی فرهادی در به کارگیری جزئیات داستانش ندارد. کاراکترها در گمانه زنی های خود به نکته هایی اشاره می کنند که پیشتر با تاکید نا لازم دوربین فرهادی دیده ایم  و اگر این واکنش ها مثلا واکنش الی در هنگام آوردن نمک از آشپزخانه را نمی دیدیم بر چند لایه گی و ژرفای ابهام فیلم به شدت افزوده می شد. طرح دوباره دلخوری احتمالی الی از کل کشیدن شهره ،خنده و برخی حرفها و کنایه های کاراکترها که همه به شکلی بی ظرافت اجرا و بعدا از زبان خود آنها تکرار می شود دور از ایجاز همیشگی و مورد انتظار از فرهادی است.

 

عامل دیگری که فضای جستجو و کشف را در فیلم فرهادی مخدوش می کند و اساسا فیلم را از ساحت مکاشفه به ساحت وانمایی صرف یک واقعه تنزل می دهد تنش های پرشمار جاگذاری شده در دل روایت و شیوه کارگردانی فرهادی است. بگذارید از ابتدا آغاز کنیم:چهل دقیقه آغازین فیلم صرف شناساندن کاراکترها و ویژگی هایشان می شود. دوربین با اینکه در این چهل دقیقه مانند بقیه زمان فیلم روی دست است ولی حرکت آرام و کنترل شده ای تا رسیدن به نقطه آغاز تنش یعنی غرق شدن آرش دارد. به نظر می رسد برای آشنا سازی بیننده با شخصیت های قصه و مشخص کردن انگیزه همراهی الی با این جمع، چهل دقیقه زمان زیاد و خسته کننده ای است. هیچ اتفاقی رخ نمی دهد و نشانی از ایجاز در میان نیست. سکانس مربوط به پانتومیم که پنج دقیقه طول می کشد کشدار و بی کاربرد است و یادآوری و تاکید خرافی منوچهر در گفتگو با نازی (همسرش) بر اشاره الی به گل گلایل در فصل پانتومیم اساسا در آن فصل وجود ندارد یا برای نمونه همه زمانی که صرف بیان «دم بچه های دانشکده حقوق گرم!» ( یا چیزی شبیه این) برای معرفی پیشینه فکری و نظری جمع یا بخشی از آنها شده می توانست بعدا در میان گفتگوی پیمان و همسرش شهره ( که بیشتر می خورد مادرش باشد تا همسرش!) درباره زمان تحصیل همزمانشان در دانشکده حقوق بیاید ولی به طرز دور از انتظاری فرهادی از ایجاز به نفع کشدار کردن روایتش دست کشیده است.

 

از نقطه غرق شدن آرش و تلاش برای نجات او، قابها و تصاویر فیلم آشکارا پر از تنش می شوند و حرکت روی دست دوربین به شکلی اغراق شده و گاه نالازم، همزمان با رخدادهای پرتنش،درگیری ها و کتک کاری ها( امیر با سپیده ، علیرضا با احمد و …) بار تنش فیلم را به اوج می رسانند  و مجددا در چند دقیقه پایانی و از نقطه گفتگوی میان علیرضا و سپیده آرامش و ثبات ظاهری به فیلم باز می گردد. به گمانم نقطه قوت و ستایش شده فرهادی در کارگردانی درباره الی و به رخ کشیدن میزانسنهای شلوغ و دشوار بیش از اینکه کارکردی شالوده ساز باشد در تعارض با هرگونه درنگ برای مکاشفه و جستجوی حقیقت است آن هم در فیلمی که از عنوانش هم پیداست که تلاشی برای آشکار سازی وجوه پنهان یک امر و یا پدیده است.

 

 ظاهرا «درباره الی» پدیده خیلی مهمی در سینمای ایران است که متاسفانه نگارنده توفیق درک معرفت این پدیده و لذت بردن از آن همچون بسیاری دیگر را نداشته است ولی اطمینان دارم که «درباره الی» فیلم قابل اعتنا و شرافتمندانه ای است.

 

 

*عنوان مطلب بخشی از ترانه فریاد زیر آب داریوش اقبالی است که در فیلم از زبان یکی از کاراکترها می‌شنویم

 

 

۳۰ تیر ۱۳۸۸ سینما

۴۱ نظر برای نقد فیلم درباره‌ی الی

  1. نقدو نخوندم.سیوش کردم بعدن بخونم.ولی فیلمو ۵ بار دیدم.بار اول خیلی شکه شدم.۴ بار بعدیو برای دیدن بازیا و کارگردانی فوق العادش رفتم.این فیلم یهترین فیلمی بود که دیدم.باهاش زندگی میکنم.خیلی ها گفتن این فیلم شاهکار فرهادی نیست.میخواستم به این دوستان بگم نه تنها شاهکار فرهادی بلکه شاهکار و تحولی در تاریخ سینمای کشورمونه.شک نکنید.از تکرار گلفیشته فراهانی خسته شدم.گلشیفته فراهانی در این فیلم هم بعد جدیدی از بازیشو نشون نداد.در عوض مریلا زارعی رو ستایش میکنم و بعد از اون صابر ابر.به ترتیب بازی پیمان ابدی-شهاب حسینی و مانی حقیقی رو بهترین میدونم.ترانه علیدوستی فرصتی برای خودنمایی نداشت اما در همان فرصت کم مخاطب رو با خودش همراه کرد به طوری که حرفهای که بعد از گمشدنش پشتش میزدن مارو ناراحت میکرد.رعنا ازادی ور بهترین بازی خودشو کرد اما در حد گروه نبود.احمد مهران فر مثل همیشه قابل باور و دوست داشتنی بود.

  2. مهران در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  3. سلام جناب کاظمی
    از نقد شما خیلی استفاده کردم.
    دست‌تان درد نکند. عالی بود.

  4. پویا در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  5. سلام :
    از مطالب تکراری و یک بعدی که درباره این فیلم چاپ شده بود دیگر خسته و ملول شده بودم . دقیقا مثل موجی که می خواد همه چیزرا با قدرت به سمت و سویی که خودش می خواهد ببرد . مطالب اکثرا به یاداشتهای شخصی و سلیقه ای در مورد فیلم تبدیل شده بود تا نقدی هنری البته عرض کردم اکثرا ، حتما نقدهای مفید ی هم وجود داشته است که من از آنها بی خبرم . بهر حال نقد شما برای من جالب بود طوری که انگار یکی حرف دل مرا زده باشد .
    با تشکر

  6. پویا در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  7. نقد فیلم یا نقد فرهادی و یا نقد بازیگر ، چرا اینهارو باهم قاطی می کنید

  8. امیر در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  9. با نظر شما موافقم در مورد اینکه درباره الی رویکرد جدیدی در سینمای ایران هست ، و قابل تقدیر ودر عین حال دارای ضعف های بی شمار . من به همراه همسرم این فیلم رو در منزل و بعد انتشار اون در ویدئو کلوپ های خانگی دیدیم ، یعنی حدود چند ماه بعد از اکران و بر سر زبان افتادن این فیلم،تا قبل از دیدن اون به دلیل تعریف های که از اون شده بود (تحسین در جشنواره های خارجی )و نام کمی عجیب فیلم خیلی مشتاق بودم که از ماهیت این فیلم سر در بیارم ولی در عین حال ، علاقه ای به رفتن به سینما در زمان اکران اون در خودم نمی دیدم (البته آخرین باری که من به سینما رفتم برای دیدن اخراجی های ۲ بود که واقعا از سینما رفتن پشیمون شدم و دلیل این بی علاقه گی همین هست)، اما نکته ای که میخوام بگم اینه که بر خلاف خیلی از فیلم های دیگه این ابهام و مشتاق بودن قبل از دیدن فیلم با دیدن فیلم برطرف نشد و حتی چند برابر شد .وقتی بلافاصله بعد ازپایان فیلم از همسرم سوال کردم که چه پیامی از این فیلم گرفتی ، که اون هم مثل خودم پاسخی برای گفتن نداشت ، البته میشه تعبیر های گوناگونی در مورد درباره الی داشت ،اما هیچ کدوم رو نمی تونیم به عنوان پیام فیلم به طور مطلق بیان کنیم ، به نظر من این همون تحولی هست که در شکل کاملا متمایز در سینمای ایران شکل گرفته، و اون احترام گذاشتن به مخاطب با دوری از پند و اندرز دادن به مخاطب و پیام دادن به صورت مطلق به اونه.در واقع اصغر فرهادی با دوری جستن از نگاه از بالا به مخاطب مسائل گوناگون جامعه رو به شکلی کاملا ساده و در حد یک همدردی و چاره جویی به میون میکشه و مخاطب رو از جایگاه مهم خودش آگاه میکنه

    پاسخ: نظرتون فوق العاده دقیق و کارشناسانه است دوست عزیز. اصغر فرهادی کارگردان فهیمی است که هنوز فیلم اساسی خودش را نساخته با این حال از سطح سینمای ایران فراتر است. درباره الی حتی اگر اسکار هم بگیرد باز هم ضعف‌هایی دارد که با هیچ هیاهویی نمی‌توان لاپوشانی شان کرد. پیروز باشید

  10. پیام در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  11. درود
    من نیز همانند دوستان مقاله تان را ذخیره کردم تا سر فرصت بخونم واما در مورد فیلم وکارگردان قبل تر نیز در یکی دو صفحه مجازی نظرم را گذاشته ام
    به نظرم اصغر فرهادی پدیده ای در سینمای ایران و قابل قیاس با مابقی کار گردان ها نیست به دلیل این که خوشبختانه با گذشت زمان کارهاشون یکی از دیگری قویتر میشه بر عکس امثال کیمیایی و مهرجویی ومخملباف که کارهای درخشانشون متعلق به ما قبل هستند
    ایشون یه جورایی رمان رو خوب درک کردند و اساس فیلم هاشون رو بر اون گذاشتن به نظر من شما وقتی یه رمان خوب از داستایفسکی و یا امثال بزرگان ادبی مطالعه میکنید همزمان برداشت اجتماعی / روانشناختی / شخصیتی و …. از کار رو دارید چرا ؟ چون به هنر ناب تبدیل شده است

    پی نوشت
    در باره الی رو سه بار دیدم بعد از اتفاقات بعد از انتخابات!
    یادمه توی سینما به جز من کمتر از ده نفر اومده بودند وقتی آقای فرهادی توی مصاحبه شون گفتند که توقعی از مردم ندارم که در این برحه زمانی بخواهند فیلم من رو ببیند معشوف شدم اساسی ……

  12. روح ا... رستم زاده در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  13. یه پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایان است …
    پایان فیلم گلشیفته فراهانی دروغ میگه و برای بقیه دوستانش فقط پایان تلخ میمونه و بعد نمایی از تلاش اونها رو می بینیم که دارن زور میزنن ماشین به شن نشسته رو در بیارن . که میتونه نماد این باشه که آدمهایی در اون سطح و تویه چنین کشوری دارن زور میزنن که تکنولوژی رو از طبیعت زیباشون که نماد طبیعت و ذات اونها هست ، نجات بدند که موفق نمیشن . ولی آیا برای گلشیفته هم که روی صندلی تنها نشسته بود فقط یه پایان تلخ موند یا تلخی بی پایان …

  14. ساقی در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  15. با گذشت ۲ روز از دیدن فیلم تو خونه هنوز تصاویر فیلم از نظرم محو نمی شه و همش باهامه می خوام بدونم . حس خوبی دارم . بی شک از معدود فیلمهائی بود که اینجوری مشغولم کرده . بعد از دیدن فیلم و به فاصله ۲ ساعت در حالی که شب از نیمه هاش گذشته بود همسرم برای دومین بار فیلمو گذاشت تا ببینه . درکش می کردم بیقراربود . قضاوت درباره فیلم سخت تر و پیچیده تر از پیام فیلم درباره قضاوت بود . حیف که نشد فیلمو تو سینما ببینیم .چرا قضاوت ما آدما به جائی میرسه که هیچ شخصیتی توی فیلم ارزشی برای مرگ یک انسان برای نجات دیگری قائل نیست و یا اصلا” کل این فرض و برداشت از مرگ الی اشتباهه . نکته ای که دست از سر آدم بر نمیداره همین ابهام هاست . آقای فرهادی به خاطر اینکه لحظه ای منو به فکر واداشتی ازت ممنونم . آقای کاظمی از شما هم ممنونم .

  16. فرشاد در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  17. به نظرمن فیلمی بسیار جالب و قابل تحسین و پدیده ی جدیدی در سینمای سنتی و کهنه ای چون سینمای ایران بود و بر خلاف اکثر فیلمها که موضوعی عاشقانه و یا پایانی خوش و خوب دارند ، در این فیلم سعی شده که تا حد زیادی گامی جدید در سینمای ایران باز کند و به خودی خود نقطه ی شروع پیشرفتهای چشمگیری در آینده باشد.
    و به نظر من یکی از بهترین شخصییت های فیلم ، سپیده است که با بازی گلشیفته فراهانی به اوج کمال رسیده است و گمان نکنم در چند سال اخیر بازیگری چون ایشان در سینمای ایران وجود داشته است.

  18. محسن در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  19. با سلام
    با تشکر از زحمات شما بابت نقد جالب توجه تان.
    درباره الی… و دقت کنید … بله و فقط سه نقطه .
    همه راز فیلم در این … اینست: چیزی که نمیتوان خواند و نمی توان دید فقط می شود حدس زد.آیا حقیقت همه آن چیزی بود که فیلم به ما نشان داد؟ من که تردید دارم شما چطور؟
    فرهادی را از زمان سریال های اجتماعی اش در تلویزیون جمهوری اسلامی می شناسم و اعتراف میکنم که از آن زمان تاکنون زاویه نگاهش را دوست داشم.
    فیلم دو ساعت زمان دارد ولی یکی از موارد معدود در تماشای فیلم ایرانی است که متوجه زمان نشدم.از ناتورریالیسم جاری فیلم حیرت زده ام.
    درباره الی… دوباره همان دیگاه هیچکاک را برای من زنده کرد:« سینما همان زندگی است بدون لحضه های ملال آورش»
    فیلم ذهن مارا به این نکته به چالش می کشاند: چقدر از حقایق اطرافمان آگاهیم؟ در واقع دریافت و لاجرم قضاوت ما هرگز به حقیقت و اصالت نزدیک نیست.و این درد جامعه مدرن ماست.مرضی فراگیر جوامع فرا مدرن که زایشگر اصلی اضصراب (بخوانید تلخی بی پایان ! ) ماست: عدم صداقت.

  20. حجت خباز در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  21. درباره درباره الی…(!) نظرات واقعا کارشناسانه و مو شکافانه ای ارایه داده اید.راستش من تا حالا هر نقدی که درباره این فیلم خوانده ام هر کدام حرفی برای گفتن دارند.شاید به خاطر همان تم روانکاوانه و جامعه شناسانه فیلم باشد.مثلا دوست درباره قضاوتهای نادرست و گوناگونی که در طول فیلم پیش آمده بود داد سخن می داد در حالی که نظر مادرم تاکید بر بی صداقتی بود که موجب همه ابهامات شده بود…برای خودم چگونگی برخورد انسانها و بازتاب اخلاقی آنها در مواجه با یک واقعه نامتعارف(بحران) بسیار جالب بود.و بازی بسیار دیدنی و طبیعی همه بازیگران.

  22. مهشاد در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  23. سلام

    اقا من نفهمیدم… آخرش الی به صابر دروغ گفت یا دوستاش؟

    yani ba esrare sepide umad

    ya na az ru tamayol

  24. star در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  25. سلام من هم نقدی بر این فیلم نوشتم میخواستم از استاد خواهش کنم نظرشون رو بگن
    http://dbest.ir/post/25

  26. به یاب در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  27. جناب کاظمی نقدتونو خوندم و بسیار مشعوف شدم ولی یه خواهش ازشما دارم اینکه نگارش نقدهاتونو یه کم عامیانه تر بنویسید تا هرکسی که اونو مطالعه می کنه (منظورم عوام الناس) بتونه مطالب رو بصورت کامل درک کنه وشاید هم اگر بخواد درباره یه فیلمی نقدی بنویسه از نوشته های شما الهام بگیره …
    به هر تقدیر باز هم ازتون تشکر می کنم .
    محمود

  28. محمود در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  29. با عرض سلام خدمت استاد ، جناب آقای اصغر فرهادی

    من چند روز است که فیلم بی نظیر شما (درباره الی…) را دیده ام،ودر این چند روز اعصابم خورده و شاید چند بار گریه کردم و اصلآ تویه یک دنیای دیگه ام وروزی چند بار می بینمش، هر وقت که دوباره می بینمش،اشک تو چشمام جمع میشه.

    درباره الی… منو عاشق سینمای ایران کرد،من ۴۰ تا ۵۰% فیلم های هالیوود و اکثر فیلم های ایرانی را دیده ام ولی درباره الی رو به همه ی آنها ترجیح می دهم و این شاهکار شما را از همه ی فیلم ها برتر می دانم.

    شاید اگر خانم ترانه علیدوستی،الی نبود فیلم اینقدر که الآن تاثیر داشت،نبود.(البته نظر من است) و من هم اینقدرتحت تاثیر این فوق فیلم قرار نمی گرفتم.

    نظرمن اینه که اگر فیلم اخراجی ها ۲،نه میلیارد فروش داشته،باید و باید فیلم درباره الی چند برابر آن فروش داشت، ولی متاسفانه مردم چند دقیقه خنده را به دیدن فیلم غمناک و …… ترجیح می دهند.

    من معتقدم که اگر پیتر جکسون این فیلم را می ساخت (اگر می توانست!)،این فیلم نامزد جایزه ی اسکار می شد ولی الان که شما این اثر ماندنی را ساختید همچین اتفاقی نمی افتد چون یهو دی ها پول خرج می کنند و…..

    اینم بگم که من شخصآ حدود ۱۰ نفر را معتقد کردم که نسخه اصلی فیلم های سینمایی را بخرند و آنها هم چند نفر دیگر و…. تا دزدی نشود.

    بازم از فیلم بی نظیر شما و بازی بازیگران فوق العاده،از صمیم قلب تشکر می کنم.

    و آخرین حرفم اینه که بزرگترین آرزوی من بازیگر شدن است که نمی دونم می تونم بازیگر بشم و در فیلم های استاد اصغر فرهادی بازی کنم یا نه!؟ ،نمی دونم،امیدوارم.

    طرفدار واقعی سینمای ایران و شما، عماد ۱۶ ساله…

  30. عماد در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  31. فیلم زیبایی بود ،فیلمی که در طول ۲ ساعت انسان را به تفکر وادار میکرد و عوامل هماهنگی خوبی با رهبری آقای فرهادی داشتند

  32. همایی در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  33. سلام.
    واقعا من یکی چیزی واسه گفتن راجب این فبلم ندارم.با این که ۵ سال از عمرمو تو دنیای سینما بودم بصورت یه آماتور فقط فیلم دیدمو نقد فیلم.ادعای نقد ندارم.تو این فیلم دموکراسی, قضاوت و………..خیلی مسایل دیگه به زیبایی عنوان شده.
    فقط خلاصه بگم این فیلم لیا قت اسکارو داره

  34. خودمم در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  35. در سینمای ایران که پر شده از فیلمهای سطحی که فقط مناسب سنین زیر ۱۰ ساله ، فیلم درباره الی ما را به دیدن فیلمهای پرمایه تشویق کرد. نقدتون و خوندم، البته که هر فیلمی نقاط قوت و ضعف زیادی دارد ولی مطرح کردن مسائلی مانند قضاوت آدمها از یکدیگر و دروغ گفتن به خاطر مصلحت اندیشی اینقدر مهم هستند که نیازی به احتساب زمانهای هدر رفته فیلم نباشد.
    متأسفانه در جامعه ما یکی از تفریحات زندگی مردم قضاوت کردن در مورد دیگران است و البته دروغ‌گویی که تبدیل به یک امر بدیهی شده. من فکر می کنم دست اندرکاران فیلم به سهم خودشون در اصلاح فرهنگ مردم کوشیده اند حالا ما هم باید کمی خودمون و به نقد بکشیم.

  36. سیما در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  37. من منتقد نیستم ولی چیزی که در فیلم بود و کسی از نگفت این بود که چون شخصیت گلی فراهانی دایما از جانب همسر تحقیر می شد به مرور از جانب همه تحقیر شد اون نمونه بارز زن ایرانی بی پناه بود که همیشه زیر سوال می ره من نمی کم گلی بی اشکا ل بود ولی نه این حد شاید به اندازه شخصیت مریلا زارعی که از ابتدا غر می زنه و حتی بچه اش رو با وجود همه شیطنتش می زاره میره و در کل بیشتر موج منفی می ده چون ظاهرا شوهرش حامی بهتری هست کمتر مورد تهاجم قرار می گیره ومن فکر می کنم یه جنبه فیلم روابط خاص رو نشون میده گلی چون از جانب همسر مطرح نمی شه دایما خودش رو در موارد دیگه می خواد پر رنگ کنه چه بسا خواستگاری کردن و به دنبال همسر گشتنش اون همیشه به نفع طرف مقابل کنار میره چون نیاز داره که دوست داشته بشه در صحنه اخر به نفع صابر ابر کنار میره
    الی بی سر وصدا گم میشه چون یه زن ایرانی بی همسر وخانواده در کل بی محتواس ومحکوم ومتهم حتی از نظر پلیس .
    راستش فیلم را برای بار دوم ندیدم هر چند که نیاز بود ولی جرات شک دوباره اش را نداشتم همه فیلم های فرهادی همینطورن.اگر فیلم از نظر بیننده داخلی مورد ستایش قرار نمی گیرد چون بیننده داخلی همواره به دنبال داستان است نه بعد داستان چه بسا اینکه همسر خودم در پایان فیلم گفت تفریح خوبی نبود

  38. ساناز در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  39. در هر ستیزه ای سه سوست : سوی من ،سوی تو ، سوی درست
    خواستم نقد شما را نقد کنم دیدم باز قضاوت است … پس تنها احساسم را می گویم درست یا غلطش را نمیدانم . جای بسی خوشحالیست که کاراکتر فیلم ها در سالهای اخیر های خاکستری اند،
    اما آنچه در فیلم فرهادی انسان را خوشحال تر مکند اینست که شخصیتهای خاکستری فیلم به هم برتری خاصی ندارند حتی تنها قضاوتی که از شخصیت الی می توانیم داشته باشیم نگاه عمیق و پر غمی است که در دو سه صحنه دیده می شود. اصلا فیلم اصراری ندارد قضاوتی درباره الی به ما بدهد بلکه این ما هستیم که همگام با دیگر شخصیت ها گمانه زنی ها درباره الی برایمان از زنده بودن یا مرده بودنش مهم تر می شود . نکته ای که در نقد ها ندیده ام ، توجه به تک جمله هایی است که باعث بوقوع پیوستن حوادث می شود ، به طور مثال جمله ای که سپیده به زن سرایدار ویلا برای گرفتن ویلا می گوید ” یه عروس دوماد تازه با ما هستن ” .
    “درباره الی ” اصلا فیلمی درباره الی نیست بلکه فیلمی درباره ماست ما انسانهایی که بد مطلق یا خوب مطلق نیستیم و گاه با جمله های در ظاهر بی اهمیت خود با قضاوت های بی دلیل خود همه چیز را به گونه دیگری جلوه می دهیم . اتفاقا فیلم بسیار بیانگر هویت ایرانی هاست فکر می کنید هیچ جای دنیا به اندازه ما ایرانی ها در وقوع یک حادثه به دنبال مقصر می گردند ؟ علی رغم اینکه کوچکترین حرکتی در هستی بر روی کل عالم تاثیر میگذارد اما در یک لحظه خاص تنها ما خود ما هستیم که مسوول رفتار خویشیم ، اما در اینجا شوهره چون خود را مقصر می داند و مقصر هم هست سعی می کند با پرداختن به زوایای شخصیتی الی و دیگر مسایل مثل گرفتن ویلای ساحلی و… از بار عذاب وجدان خود بکاهد که اتفاقا این نشان دهنده پرداخت خوب شخصیت اوست ، اما این چیزی از مسوولیت نازی کم نمی کند چون او پذیرفته از بچه ها نگه داری کند و او هم خود را مقصر می داند اما بدلیل تیپ شخصیتی که دارد به دنبال مقصر نمی گردد بلکه می خواهد اتفاق را مرتبط با تقدیر بداند و خود را تسکین بدهد اما اگر الی واقعا غرق شده باشد و اگر نیازی به پیدا کردن مقصر باشد مقصر واقعی خود اوست و چون در لحظه غرق شدن آرش الی مسوول مراقبت از او بوده ، چاره ای جز نجات او نداشته … اما آنچه مهم است هر چه به پایان فیلم نزدیک می شویم واقعیت زندگی الی و چگونگی رابطه اش با نامزدش ، زنده بودن یا مرگ او را تحت شعاع قرار می دهد ، و این حس عذاب وجدان ، به اضافه دروغ ها و سوء تفاهم ها یک جریان ساده را به یک کلاف سر در گم تبدیل میکند … آدم ها ی الی شایدقرار نبوده مدرن باشند ، شاید قرار بوده مثل اکثر ما بین مدرنیته و سنت اسیر باشند . ما که ادعای روشنفکری و زیاده فهمی داریم که ادای مدرن بودن را در می آوریم و برای کلاس گذاشتن از کاسه بشقاب دوره قاجار استفاده می کنیم . الی هویت گمشده ماست که در گذر از سنتی به مدرن ناپدید شده است معلوم نیست شاید هنوز زنده باشد ، نشانه هایی هست .اگر زیاده خود را درگیر چگونگی اش نکنیم…

  40. ترنم در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  41. سلام و ممنون از نقدتون . من این یادداشت رو در جواب نقد جناب آقای مسعود فراستی که در سایتhttp://www.edalatkhahi.ir/004792.shtml گذاشته شده بود نوشتم . ظاهرا هنوز تو سایت قرار ندادن بعد بدون اینکه بعضی مواردش رو اصلاح کنم ، برای شما ارسال کردم گفتم سوء تفاهم نشه یه وقت!!!!!!
    پاسخ: راستش خودم هم تعجب کرده بودم. موفق باشید

  42. ترنم در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  43. خیلی که خوشحالم فیلم باعث شده که همه مخاطبین آزادانه برداشت خودشون داشته باشند.
    باور کنید من هنوز تو شوکم. از این سینمای مبتذل گیشه ای خسته شده بودم ولی الان می دونم که امثال فرهادی هنوز میتونن به آدم امیدواری بدن که هنوز سینما تو ایران نفس می کشه. صادقانه بگم از نظر من این فیلم بعد از فیلم “ده” کیارستمی بهترین فیلم سینمای ایرانه که تا حالا دیدم

  44. حسین در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  45. نقدتون فوق العاده بود(البته به غیر از قسمتهای آخرش) بهترین نقدی که درباره ی این فیلم خوندم.بعد از دیدن این فیلم نظرم دربارش همین بود ولی نمی تونستم برای بقیه بیان کنم.مطلب شما دقیقا حرف دل منو زد.زندگی و شرایط خانوادگی من کاملا شبیه الی است.همیشه از قضاوت های سریع افرادی امثال پیمان و شهره و… در مورد خودم ناراحت میشدم.خیلی دوست داشتم یه جور میشد به این آدما فهموند که انقدر زود قضاوت نکنند و سعی کنند برای چند دقیقه هم که شده خودشونو جای من و امثال الی بذارند.خوشبختانه این فیلم تونست حرف دل ما رو بزنه.بازی ها فوق العاده بود (گلشیفته فراهانی.مریلا زارعی.صابر ابرو…)بازم از اقای فرهادی به خاطر این فیلم بی نظیرشون که مثل بقیه کارهاشون عالیه و شما به خاطر این نقد دقیقتون تشکر میکنم.خوشحالم که هنوزم توی ایران کسانی امثال فرهادی هستند که در اثارشون درد ها و مشکلات جامعه را از نزدیک می بینند و اون رو به خوبی به تصویر میکشند و هنوز هم فیلم هایی ساخته می شود که ارزش وقت گذاشتن را دارند.به امید روزی که شاهد دیدن هر چه بیشتر این فیلم ها روی پرده سینما های ایران باشیم.شاد و پیروز باشید.

  46. سپیده در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  47. من یه بچه شهرستانی ام و متاسفانه فیلم توی شهرمون رو پرده نرفت،اما روز شماری میکردم که تو نمایش خانگی بیاد، که بلاخره اومد(من فقط احساسات و نظرم رو میگم و به نقد هیچکس کاری ندارم.)شب که فیلم رو گرفتم میدونستم که یه شاهکار رو قراره ببینم، پس آخر شب و تنها دیدم که مزاحم نداشته باشم و بتونم راحت احساساتم رو بروز بدم.فیلم اینقدر روی من تاثیر گذاشت که تا صبح چهار بار دیدم،توی یادداشتهای روزانه م نوشتم (یه تولدجدید)
    فیلم فوق العاده ای بود،که با این وضع سینما ی امروز شاید هیچوقت اتفاق نیفته، یه جایی خوندم که نوشته بودن بازی ترانه متوسط بود و جایی برای کار نداشت ، من کاملا با این نظر مخالفم، من سه ساله که تئاتر کار میکنم و ری اکشنی مثل ترانه ندیدم،اون صحنه که توی ماشین با شهاب هستن و بهش تلفن میکنن و جواب نمیده حدود یه ثانیه از میمیکش کمک میگیره که فوق العاده اس ، یا جایی که میره نمک بیاره توی آشپزخونه دو دله که ببره یا نه؟بازیا فوق العاده ان.کارگردانی همینطور، اما تو یه چیز با نظرات دیکران موافقم ، ظلم مرد نسبت به زن توی سینمای فرهادی، توی هر دو فیلم درباره الی و چهارشنبه سوری کتک خوردن زن تو نیمه دوم فیلم به چشم میخوره و فریب خوردن مردها توسط زنها و مورد سوئ استفاده قرار گرفتنشون.
    بهر حال بعد از حدود دو یا سه سال امسال یه فیلم خوب اکران شد امیدوارم بازم از این اتفاقا توی سینمای ایران بیفته.
    بازم از اصغر فرهادی عزیز به خاطر فیلم های فوق العاده ش تشکر میکنم.

  48. حمیدرضا در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  49. هیچ وقت نشد فیلمی ایرانی نگاه کنم و از دیدنش پشیمان نشوم—درباره الی رو هم وقتی نگاه کردم افسوس خوردم و از دیدنش پشیمان شدم—فیلم های ایرانی تمام در حصار خندادن و افسوس و عشق و واقعیات جامعه ختم میشود- موفق باشید

  50. ایرانی در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  51. سلام
    من درباره الی را دیدم اما فعلا یکبار اما بارها در ذهنم مرور میشود.
    به نظر من بعدهای زیادی در فیلم گنجانده شده بدون انکه بیننده انها را احساس واز بیان انها ازرده شود
    وقتی همه را نوشتم تقدیم میکنم

  52. سمیرا در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  53. به نظر من انگیزه ی سپیده برای دروغ گفتن به نامزد الی کافی نبود واگر حقیقت رو می گفت اتفاقی نمی افتاد. خواهشمندم در این مورد توضیح دهید.

  54. رسول در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  55. سلام
    جالب بود
    برداشت اولیه(یعنی یک روز بعد از تماشای فیلم) خودمن که فیلم را دیدم این بود که کارگردان می خواسته به مساله هویت ووجود انسان اشاره کند یعنی درحالی که همه چیز درباره الی برای مخاطب نامفهوم وگنگ وزیر سوال بود وحتی وجود یا عدم وجودش پادرهوابود شخصی(نامزد الی)واردماجرا می شود ودغدغه مهم وحساسش این می شود که بداند ایا برای الی مهم بوده یا نه وآیا اصلا الی (که معلوم هم نیست زنده هست یا نه )اسمی از او نبرده ونگفته که من نامزد دارم و….؟
    خود ساحل که یک مرز برای وجود و آرامش یا خطر نیستی (برای آرش و الی )بود هم می توانست همچین مفهومی را مطرح کند
    اتوموبیلی که تلاش می شد تابه سوی زندگی ووجود برگردانده شود.
    وجود ما چیست؟آیا وجود من به تنهایی کافی است یا اینکه باید در ذهن وفکر دیگران هم وجود داشته باشم (هم درمورد الی وهم نامزدش که وجودش آویزان به وجود الی بود)
    و….
    بعد که بیشتر فکر کردم با خودم گفتم اگر منظور کارگردان چنین چیزی بود حتما روی شخصیت نامزد الی بیشتر وقت ونیرو می گذاشت واز بازیگر مهمتر ووزنه سنگین تری هم استفاده می کرد .
    به هر حال با خواندن مصاحبه های آقای فرهادی و… دیدم شاید برداشت من از فیلم کمی پرت بوده .خوشحال می شوم نظرتان را راجع به این برداشتم بشنوم.
    باتشکر.

  56. رضا (یک تماشاگر آماتور) در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  57. با سلام
    با تشکر از نقد شما ، نکاتی را خدمت تان عرض می کنم .
    فیلم درباره الی به نظر من جز آثار قابل احترام سینمای ایران به حساب میاد ، البته با توجه به ایرادات این فیلم که قابل اغماضه .
    اصغر فرهادی با سوابقی که داره مشخص کرده در فیلم هاش به شخصیت پردازی توجه خاصی می کنه و بن مایه اصلی فیلم های او شخصیت و نگاه اجتماعی اونهاست .
    از آنجایی که این فیلم با ” روزی روزگاری ” شروع نمی کنه و صرفاً به برهه ای از زمان اتکا می کنه و با توجه به سینمایی داستانی و قصه پرداز نیاز به شناخت شخصیت ها اجباری و نیازمند زمانی از مدت فیلمه . فرهادی به عقیده من فیلمسازیست با نوع نگاهی خاص ، ” ساخت شخصیت ها و تخریب اونها ” . او جامعه مدرن ایران رو که غرق در مسایل سنتی خودشه به چالش می کشه ، با توجه به این نوع نگاه ما زمان کافی را برای ساخته شدن این شخصیت ها نیاز داریم و نمی توانیم به راحتی سکانس های ابتدایی را جا به جا یا حذف کنیم .
    به عنوان مثال همان یک جمله ” دم بچه های دانشکده حقوق گرم ” مخاطب رو به کاراکتر ها نزدیک تر می کنه و این جمله با عکس العمل مانی حقیقی ( امیر ) ” بعد از کتک کاری با گلشیفته ( سپیده ) که می خواد نشون بده آدمیست با تفکر امروزی و پنهان کردن شخصیتش با مقصر جلوه دادن گلشیفته ” کامل میشه .
    بازی پانتومیم دنیای کاراکتر ها رو به مخاطب نزدیک می کنه و با احساسی خوب در این بازی فضایی صمیمانه برای ما ایجاد میشه ، همانطور بی ارتباط نیست که ما در ادامه کار با همه اونها احساس دوستی داریم و شاید در پاره ای از مواقع راه های پیشنهادی ما بسیار بسیار واقعی تر و بهتر از شخصیت های فیلمه که این از ایرادهای نادر فیلمه ، ( چرا اونها توجهی به موبایل الی نمی کنن با توجه به پنهان کردن گوشی و پیدا شدن گوشی به طور ناگهانی .
    فرهادی به تخریب این کاراکتر ها با متفاوت نشان دادن نظرها بعد اتفاق بسنده نمی کنه و کار آنها را با نشان دادن نمای هل دادن ماشین و ناتوانی اونها یکسره می کنه .
    به نظر من فرهادی روایت کردن قصه رو در درجه دوم فیلمش قرار می ده و نکته مهم برای او به چالش کشیدن شخصیت هاست ، اما با توجه به داستان فیلم من به شخصه در پایان بعد از برملا شدن خصوصیات درونیی اونها بازهم اونهارو دوست داشتم .
    در مورد دوربین و فیلمبرداری با پوزش باید بگویم همانطور که می دانید یکی از کارکرد های دوربین روی دست نگاهی مستند گونه به کار است و این نگاه مستند گونه ، در این فیلم ما را وارد ماجرا می کند ، ما کم کم با شخصیت های فیلم آشنا می شیم و با اونها در جریان فیلم غرق شده و جنبه های انسانی را همزمان با دیدن فیلم تجربه می کنیم ، بدی و خوبی را پاسخ می گوییم ، با آنها اشک می ریزیم و در شادی شان حضور داریم ، بنابراین استفاده از این حرکت در این فیلم بسیار آگاهانه به نظر می رسد ( اوج شکوفایی دوربین روی دست نمای غرق شدن است ) .
    و اما دو نکته از ایراد فیلنامه ای می گویم که از اصغر فرهادی توجهی بیش از این انتظار می رود :
    ۱ – موبایل ، چرا شخصیت ها حرفی درباره موبایل الی نمی زنند ، هیچ کدام به فکر تماس با موبایل او نمی افتد در صورتی که به فکر تماس با خانه او هستند ، آقای فرهادی تمام این نکته را فدای لحظه ای می کند که امیر ، سپیده را می زند .
    ۲ – کاراکتر علی رضا ، او از جایی نگران می شود که آیا الی در مورد او به آنها چیزی گفته یا نه ؟ ، علی رضا خودش را برادر الی معرفی کرده ولی بعد از اینکه او به طرف ویلا بر می گردد ، همه به او می گویند که ما نمی دانستیم الی نامزد داره ، بعد از این جریان علی رضا می خواهد بداند که آیا الی در مورد او چیزی گفته یا نه ؟
    با توجه به داده های فیلم سکانس دروغ گویی گلشیفته سکانسی اضافی و سکانس قبلی اشتباه .

    آقای کاظمی بیش از این وقت شما را نمی گیرم ، من منتقد نیستم و با عرض پوزش برایتان آرزوی موفقیت دارم.

  58. سلیمانی در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  59. باز هم به نقد شما اما وقتی نقد آقای فراستی را در باره این فیلم خواندم نتوانستم جوابشان را ندهم شما لطفاْ این نقد را چاپ کنید:
    اولین بار آقای فراستی را در سینما صحرا موقع نمایش فیلم بچه های آسمان دیدم که به همراه کارگردان روی صحنه نشست و چنان مدحی در باره فیم گفت که نگو و علی الخصوص گفت این فیلم عالی است چون هیچ یک از عناصر فیلم فارسی را ندارد. اما چند ماه بعد ایشان در نشریه ای نوشتند که این فیلم یک فیلم فارسی تمام عیار است و ….
    مثل اینکه جامعه هنری ما نقاد خوب را نقادی می داند که بتواند همه چیز را محکوم کند و ایشان هم با آن ریش بلندشان این موضوع را خوب فهمیده اند …
    برایشان این متن را بفرستید و بگویید بروند جملات پایانی نقاد را در کارتون موش سر آشپز را فرا گیرند.
    شاید کمی فراست پیدا کنید آقای فراستی!

  60. مهرداد در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  61. با سپاس از نقدتون
    نظرم درباره درباره ی الی این هست که فیلم بیانگر این حقیقته که هیچ حقیقتی مطلقا حقیقی نیست!
    به این معنا که هرکس از دید گاه و موقعیت خودش به وقایع و اطرافیانش نگاه میکنه.
    این مطلب رو در سکانسی که علیرضا با نگاه امیدوارش از ایینه به ساک الی میندازه میتونیم ببینیم که او حس میکنه شاید اون چیزی که درباره ی الی به او گفتند حقیقت نداره . با وجود اینکه جسم مادی الی از اب گرفته شد اما الی پایان نیافته.
    الی در وجود همه ی ما هست.
    هرکدام از ما بارها مورد قضاوت دیگران قرار گرفته ایم.
    قضاوتی که هرگز راه به نهان حقیقت مطلق نخواهد برد حتی اگر قضاوت کنندگان بچه های دانشکده حقوق!!!! باشند.
    الی بیش از انکه الی باشد مجموعه ای از قضاوت هایی بود که در مورد او شد.
    الی الی نبود… درباره ی الی بود!

  62. مانا در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  63. من عاشق کارتان شدم اما من می خواهم یک فیلم بسازم یک یک جورایی به هم فکری با شما احتیاج دارم البته ببخشید که اینقدر رک گفتم ولی اگر توانستید به من وقت بدهید که برایتان در اولین فرصت تو ضیح دهم
    پاسخ: ای میل من rezakazemi2@yahoo.com در خدمتم

  64. غزاله در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  65. سلام و خسته نباشید
    من نه زیاد اهل فیلم دیدن هستم و نه از نقد و بررسی چیزی میدونم ولی هم این فیلم رو دیدم هم نقد شما رو خوندم . ولی چند مورد رو دوست دارم بگم .
    اینکه شهره از پیمان بزرگتر به نظر میرسه و جای مادرش درست هم همین بود چون شهره در قبال بچه هاش مسئولیت پذیرتر از پیمان بود و تنها کسی بود که در اون جمع نگرانی خانواده رو داشت .
    زمانی که رفتار انسانها به وضوح نشان داده نمیشه تا بعد از زبان خودشون مطرح میشه ،این هم یکعینیت داره ادمها از کنار رفتارهاشون به سادگی آب خوردن میگذرن و هیچ اهمیتی هم نداره ،تا یک زمانی پس از یک تلنگر شاید دوباره به ذهن بیان .(کاملا واقعی هست و به نظر من گاهی فیلم بزرگ کردن نیست نشون دادن اون چیزی هست که هستیم تا خود تماشاگر بدونه باید با خودش چکار کنه نه اینکه چیزی بهش دیکته بشه)
    در مورد لحظه هایی که کسی تلاش خیلی کمی برای پیدا کردن نشانه هایی در باره الی میکنه ، چون حقیقت داره اونها در حقیقت تلاش خاصی نمیکنن چون در خود نیازی به دانستن بیشتر درباره الی احساس نمیکنن ، چون ای اهمیت خاصی نداشت ، وقتی لحظات تنش فیلم کوتاه هست چون در واقعیت زندگی افراد همین هست ، نبودن شخصی تا زمانی کوتاه در اطرافیان تاثیر داره و بعد همه چیز فراموش میشه مخصوصا افرادی با این سطح آشنایی با یکدیگر .
    در اخر هم که کاملا مشخصه در مدت زمانی کوتاه در اثر اعمال و رفتار ما که در اکثر مواقع هم نمی پذیریم و از زیر بار مسئولیت آنها فرار می کنیم به دنبال دنیای خودمان میریم فارغ از تمام اتفاقاتی که ما باعث ایجادشون در زندگی دیگران شدیم میریم که …

  66. فاطمه در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  67. ادامه
    یادم رفت بگم که اگر هم به دنبال نشانه هایی میگردن و جستجویی میکنن برای تبرئه کردن خودشون و به آرامش رسوندن خودشون هست و بس نه برای نگرانی بابت الی

    “ببخشید اگر کلماتی سریع نوشته شدن و به همدیگه متصل شدن “

  68. فاطمه . در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  69. من کوچکتر از اونی هستم که بخوام نظری بدم. با اجازه: به نظر من فیلم نامه ی درباره ی الی گوشه هایی از اصول پست مدرنیسم را در خود گنجانده است. یکی از آنها این بود که زندگی بر اساس اتفاق و حادثه است،که در دین و فرهنگ ما می توانست با دادن صدقه که در اول فیلم دیدیم خنثی شود. نشانه هایی از رخ دادن این حادثه مادر بعضی از سکانس های فیلم می بینیم. مثلا شکستن شیشه در دو جا، و عوض شدن ویلای آنها و جاهای دیگر فیلم. دومی شک اندیشی است که به وضوح در کارکترهای فیلم بعد از غرق شدن الی می بینیم. و سومی گوناگونی و کثرت نظریه ها بعد از مرگ الی و اسم الی و حتی بعد از فیلم بر نقد های فیلم می بینیم. ولی روی هم رفته عالی بود.

  70. محمد در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  71. سلام خیلی ممنون از نقد کارشناسانه تون.
    عالی بود
    —————
    پاسخ: لطف دارید.

  72. مهشید در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  73. با سلام

    من نقد شما را خوندم ، فیلم رو هم دیده بودم . قبلش بگم ،من یک بیننده حرفه ای سینما هستم و نه چیز دیگر
    آیا واقعا تمام این لایه هایی که شما تعریف کردید در فیلم وجود داره ، با عرض معذرت من نمی تونم قبول کنم
    در واقع شاید الی تصویر کم رنگ و از بدست رفته و مخدوش جامعه ما از دید آقای فرهادی باشه
    ببنید اگر یک نفر بخواد یک تصویر کلی از جامعه ارائه بده باید بتونه قبلش یک نظریه در باب تبدیل عناصر مختلف موجود در جامعه و روابط اجتماعی و … به یک پیکره واحد و سپس شناخت اون پیکره ارائه بده
    حالا اگر خیلی هم سخت نگیریم حداقل این موضوع را باید بپذیریم که جامعه آقای فرهادی در واقع به اندازه فضای قابل لمس اطراف توسط اوست و این بوضوح در فیلم وجود دارد و اصلا بنظر شما می شود یک جامعه را حتی یک طبقه اجتماعی بقول شما طبقه متوسط را با یک برآیند کلی تبیین کرد؟
    نکته دیگر این است که اگر ما بطور ساده به جامعه کوچک اطراف خود نگاه کنیم می توانیم برای حتی بعضی از پیچیده ترین رفتارهای فردی و اجتماعی دلایل روشنی پیدا کنیم و حال با داشتن این دلایل وقتی شما بتوانید در یک اثر نمایشی این دلایل پنهان را قبل از اتفاق یک واقعه به بیننده عرضه کنید بطور طبیعی بخشی از بیننده گان روند کار را پیش بینی می کنند و حتی اگر اتفاق غیر منتظره هم باشد با مرور شرایط گذشته باور پذیر می شود مثل فیلم “My Name Is Joe “اثر کن لوچ که یکی از بهترین مثالها است . خودکشی “لیام” در آن فیلم با وجود غیر منتظره بودنش بسیار دقیق و قابل پذیرش و طبیعتا دردناک است ، اما گم شدن الی این خصوصیت را ندارد و حتی ما با دیدن نامزد او هم باز نمی توانیم این موضوع را بپذیریم
    نکته دیگر شاتهای تک نفره سپیده و نماهای تمام قد او حتی در حضور دیگران است که اصلا قابل فهم نیست
    در کل بمی دانم که آقای فرهادی خیلی مورد توجه و علاقه منتقدان سینما هستند اما من نتوانستم با فیلم ایشان ارتباط برقرار کنم و افراد زیادی را هم اینگونه مشاهده کردم و این نشادهنده فاصله جامعه منتقدین با کلیت جامعه ماست
    ———————-
    پاسخ: و جالب است که خیلی‌ها من را از معدود مخالف‌های درباره‌ی الی به حساب آوردند و کلی هم لیچار بارم کردند. خلاصه نفهمیدم که من مخالفم یا موافق یا شاید هم چوب دوسرطلا. و اما چند نکته دربار ه‌ی نظرتان: به نظر من غیاب الی قرار نبود باور پذیر باشد قرار بود باورهای مستحکم و خدشه ناپذیر و رسمی ما و شما را مورد تردید قرار دهد و از این نظر به نظرم فیلم موفقی است.فیلم فرهادی آینه‌ی تمام نمای جامعه که اصلا نیست و از طبقه‌ی متوسط هم فقط بخشی از طیف بورژوای نوپا را در بر می‌گیرد. این طیف هرچند قرار است نادیده گرفته شود ولی در مناسبات جامعه‌ی ایران حضوری غیر قابل انکار دارد و مشخص‌ترین جلوه ی آن‌ معطوف به همین یک سال اخیر است…
    ممنون از نظر شما

  74. رضا احمدزاده در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  75. ببخشید چند اشتباه تایپی توی نوشته من بود معذرت می خوام

  76. رضا احمدزاده در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  77. و عرض معذرت از مزاحمت مجدد

    این چوب دو سر طلا را خیلی خوب آمدید . کلی خندیدم

    در واقع این نقد شما شاید نزدیک ترین نقد به انصاف در بین جماعت منتقدین باشد

    و من در واقع به شدت احساس سرخوردگی می کردم زیرا فیلمی را دیدم که هیچ احساس بزرگ بودن و اتفاق مهمی بودن به من دست نداد ولی گویا همه این احساس را کردم و کم کم داشتم فکر می کردم که من دارم اتوبان را بر عکس می روم
    ولی این متن شما در واقع کور سوی امیدی بود گرچه شما هم از فیلم خیلی تعریف کرده بودید

    نکته آخر اینکه شاید بهتر باشد بعضی از این دوستان منتقد بجای اینکه همش باهم درباره یک فیلم صحبت کنند مانند شما با مردم هم همکلام و همفکر شوند ، گاهی وقتها فضای نقد خیلی استبدادی می شود

    ممنون که وقت گذاشتید و خواندید
    ——————-
    پاسخ: نه تنها فضای نقد سینمایی در ایران استبدادی است که مافیایی هم هست. البته جریان‌های سالم و منتقدهای منصف هم در این میان کم نیستند.

  78. رضا احمدزاده . در آبان ۱۰ام, ۱۳۸۹
  79. سلام
    جالب بود
    برداشت اولیه(یعنی یک روز بعد از تماشای فیلم) خودمن که فیلم را دیدم این بود که کارگردان می خواسته به مساله هویت ووجود انسان اشاره کند یعنی درحالی که همه چیز درباره الی برای مخاطب نامفهوم وگنگ وزیر سوال بود وحتی وجود یا عدم وجودش پادرهوابود شخصی(نامزد الی)واردماجرا می شود ودغدغه مهم وحساسش این می شود که بداند ایا برای الی مهم بوده یا نه وآیا اصلا الی (که معلوم هم نیست زنده هست یا نه )اسمی از او نبرده ونگفته که من نامزد دارم و….؟
    خود ساحل که یک مرز برای وجود و آرامش یا خطر نیستی (برای آرش و الی )بود هم می توانست همچین مفهومی را مطرح کند
    اتوموبیلی که تلاش می شد تابه سوی زندگی ووجود برگردانده شود.
    وجود ما چیست؟آیا وجود من به تنهایی کافی است یا اینکه باید در ذهن وفکر دیگران هم وجود داشته باشم (هم درمورد الی وهم نامزدش که وجودش آویزان به وجود الی بود)
    و….
    بعد که بیشتر فکر کردم با خودم گفتم اگر منظور کارگردان چنین چیزی بود حتما روی شخصیت نامزد الی بیشتر وقت ونیرو می گذاشت واز بازیگر مهمتر ووزنه سنگین تری هم استفاده می کرد .
    به هر حال با خواندن مصاحبه های آقای فرهادی و… دیدم شاید برداشت من از فیلم کمی پرت بوده .خوشحال می شوم نظرتان را راجع به این برداشتم بشنوم.
    باتشکر.

    رضا (یک تماشاگر آماتور) در آبان ۱۰م, ۱۳۸۹

  80. مصطفی در اردیبهشت ۱۱ام, ۱۳۹۱
  81. بعدِ مدّت‌ها خواندن داشت واقعاً.

  82. mohamad در مهر ۲۸ام, ۱۳۹۱

دیدگاهی بنویسید

status

دوباره بنویس



 



مجموعه داستان کابوس‌های فرامدرن (نشر مرکز، 1391) نوشته رضا کاظمی/ فروش در کتابفروشی نشر مرکز (خ. فاطمی ـ روبه‌روی هتل لاله ـ خ. باباطاهر) و سایر کتابفروشی‌‌ها. قیمت: 3600 تومان

آرشیو موضوعی

نوشته اتفاقی - برای نظر دادن کلیک کنید